فريدون بن احمد سپهسالار
199
زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى )
كژى كه هست جهان را چو تير راست كن آن را * بكش كمان جهان را كه سخت سخت كمانى ز چرخ زهره فشاند نه ترس و خوف بماند * چو دل ثناى تو گويد كه شاه امن و امانى بچرخ سينه برآئى هزار ماه نمائى * يكى بهآنكه تو آئى يكى بهآنكه تو آنى تراست چرخ چو چاكر تو مه نباشى و اختر * هزار ماه منور ز آستين بفشانى تو شمس دولت و دينى به خواجگى چو نشينى * صد آفتاب فلك را چو بندگان بنشانى